Sepehr weblog

Sepehr weblog

اینجا تمام چیزایی که حال کنم میزارم
Sepehr weblog

Sepehr weblog

اینجا تمام چیزایی که حال کنم میزارم

عبارت POKER FACE دقیقاً یعنی چی ؟

این هفته می خوایم شما رو با مفهوم پوکرفیس ( Poker Face ) آشنا کنیم. مفهوم اصلی پوکر فیس در یک جمله ی کوتاه یعنی اینکه آنچه چهره ات و رفتار فیزیکیت جدا از خواسته ی تو به مخاطبت نشون می ده . اونچه تو به زبون نمیاری اما، چهره ات مطرحش می کنه. یا حتی بیشتر ، اونچه تو دروغ می گی و چهره ات دروغت رو لو می ده و عکسش رو نمایش می ده.

 می دونید که  اگر این کلمه رو سرچ کنید تا ۲ صفحه از سرچ گوگلتون فقط لینک های مرتبط با خواننده ی مشهور آمریکایی با عینک درشتش لیدی گاگا خواهد بود. اما باور کنید این عبارت و مفهومش خیلی بیشتر از این حرفها می ارزه و می خوایم بهتون بگیم حتی از بابت مادی هم تاحالا خیلی بیشتر از لیدی گاگا و آهنگ و کنسرتهاش پول جابجا کرده !

 

 

اما چرا اسمش پوکر فیسه ؟ چون شاید اولین جایی که خیلی واضحتر ازش استفاده شده ، در بازی پوکر باشه. اگر با بازی پوکر آشنایی ندارید خیلی کوتاه معرفیش می کنیم. بازی پوکر یک بازی قمار با ورق پاسوره که در بازی، ورق خوب داشتن خیلی لازمه و همین باعث می شه آدمها مدام در حال بلاف زدن در بازی باشن. اگر ورقشون بده سعی کنن طوری جلوه بدن که ورقشون خوبه و بالعکس حتی ورقشون خوبه سعی کنن نشون ندن چه اندازه ورقشون خوبه تا شانس بردشون رو بیشتر کنن. خیلی سخته واقعاً این بازی رو در دو خط معرفی کرد. اما در همین اندازه بدونید برای بلاگ ما کافیه. کافیه یک نگاه به شرکت کننده های حرفه ایشون بندازید. اصولاً یا عینک آفتابی به چشم دارن. یا کلاهی سرشونه که چشماشون رو می پوشونه و یا حتی شالگردن دارن که نبض گردنشون رو بپوشونه ! اینا همشون نشونه هایی هستن که حریف می تونه باهاش دستتون رو بخونه ! حتی در این بازی برای شرکت کننده هاش یک سری حرکات مشخص هست که در طول بازی وقتی در انتظار حرکت حریف هستن، با مهره های ژتونشون انجام می دن تا در ناخودآگاهشون مرتکب حرکت اشتباهی نشن و دستشون لو نره.

پس با این اوصاف اولین برداشت هایی که از پوکر فیس صورت گرفته در این اندازه بوده که کی نسبت به دیگری ورق بهتر و یا بدتری داشته و همین خودش خیلیییییی بیشتر از خواننده ای که ازش صحبت شد پول جابجا کرده. اما پوکر فیس خیلی چیزهای دیگری رو نشون می ده و خیلی جاهای دیگه استفاده می شه. شما می تونید تشخیص بدید کی، کیو دوست داره. از کی یا از چه غذایی بدش میاد. اینکه طرفتون واقعا از اتفاق و یا شنیده ای از ته دل می خنده یا صرفاً حفظ ظاهر می کنه. اینکه طرف مقابل تا چه اندازه عصبانیه ، آیا فقط عصبانیه یا امکان داره بزودی به خودش یا به اطرافیانش آسیب بزنه ؟ و خلاصه اینکه هر حرفی که از طرفی زده می شه می تونید قضاوت کنید که راسته یا دروغه ؟

برای مثال در فرودگاه ها و یا دیگر اماکن عمومی که حفظ امنیت درش خیلی مهمه، اصولاً نیروهای امنیتی از آموزش های کلی چهره شناسی و پوکرفیس بهره مند هستن و ازش استفاده می کنن. به همین جهت پیشنهاد می کنم ، سعی کنید وقتی در فرودگاه هستید، بخصوص فرودگاه های بین المللی ، حتی اگر بدترین پیغام یا خبر رو در موبایلتون می خونید ، خونسردی خودتون رو حفظ کنید، وگرنه شاید باعث شه از تک تک گیت ها با حداکثر و انواع بازرسی های بدنی روبرو بشید. باور کنید بازرسی های بدنی کاملا بر اساس سلیقه ی مأمور روبروتونه. یا از چهره تون خوشش نمیاد. یا متأسفانه از نژادتون خوشش نمیاد و اگر نه حتماً یک استرسی، دلواپسی، ترس و یا خشمی در چهره تون دیده.

ما اینجا قصد داریم چند نمونه برای شما مثال بزنیم تا در کل با این مفهوم بیشتر آشنا شید. کتاب و مقاله در این رابطه زیاده. اما بنظرم خیلی سخت نگیرید. اگر می خواید بیشتر بدونید ، پیشنهاد می کنیم سریال LIE TO ME رو تماشا کنید. هم سرگرم کننده است و هم خوب تا اندازه ای آموزنده. برگردیم به مثال ها . مواردی که براتون کوتاه اشاره می کنیم نشانه های دروغ گفتنه. دروغ گفتن ، در این مفهوم رنگ نداره. دروغ یعنی هر زمانی که شما جدا از بخش حافظه ی خود ، از خلاقیتتون استفاده کنید. اینکه دروغ چه اندازه بزرگ یا کوچیک باشه خیلی در اینکه که شما سامانه ی عصبی خودمختار رو فعال می کنید تأثیری نداره و این سامانه همون سامانه ایه که قراره شما رو به مخاطبتون بفروشه ! پس مواظبش باشید.

 

·      دست به گردن و یا پشت سر زدن

·      دست به دهان زدن ( بخصوص وقتی فرد دو گوشه ی لب را فشار می دهد یعنی خود از کرده ی خود احساس پشیمانی می کند )

·      دست و یا خارش بینی

·      اگر فرد نشسته باشد ، شروع به جابجا کردن پاهای خود می کند ، گویی از شرایطی که درش قرار گرفته است راضی نیست.

·      اگر فرد ایستاده است ، صافتر و کشیده تر می ایستد

·      پلک زدن فرد کاهش میابد

·      شانه ی فرد ناخودآگاه جهش و تکان خواهد داشت

·      و ...

 

 

حتی روش های رایج دیگری هم هست که استفاده می شود، البته در بازجویی ، وگرنه در مکالمات روزانه لزومی ندارد شما تا این اندازه فرد رو به چالش بکشید که مطمئن شید دروغ یا راست می شنوید. اینکه برای مثال شما می توانید ابتدا از فرد سؤالی ساده بپرسید که مطمئن هستید برای پاسخگویی به حافظه ی خود رجوع می کند ، مثل اینکه دیشب شام چی خورده؟ فرد برای پاسخ لحظه ای از شما نگاهش را برداشته و به جهتی ( راست یا چپ ) خیره می شود و پاسخ شما را می دهد. شما دریچه ی نگاه و نیمکره ی کاربردی برای حافظه را شناسایی کردید و حالا می توانید از همان مخاطبتان سؤال مدنظرتون رو بپرسید. نگاه به جهت یکسان برابر با راستی و نگاه به خلاف جهت یعنی فرد در پاسخ از حافظه ی خود استفاده ای نداشته است ! آنچه دروغ شاید تلقی شود. هنوز باور ندارید ؟ کاری نداره ، بیاید این آزمایش رو امتحان کنید. از همان دوستی که در رابطه با شام ازش سؤال کردین بخواهید سؤال یکسان دیگری بابت ناهار روز گذشته رو بدون نگاه کردن به جهت خاطره و حافظه به شما پاسخ دهد. یا موفق نمی شود و یا کلللییی زمان می برد.

 

این موارد در چهره ی شما و اندام شما خلاصه نمی شود و حتی به گام صدای شما هم می رسد. شما از روی صرفاً صدای یک فرد می توانید تشخیص دهید دروغ می گوید و یا نه و جذابیت صدا این است که خیلی اوقات مشخص می کند فرد کدام عبارت را حتی دقیقاً دروغ گفته است.

 

در آخر این موضوعات همه تئوریست. شاید در بسیاری موارد جواب دهد، اما حتماً مثال نقض هم کم ندارد. به هر جهت خیلی سعی نکنید دروغ های اطرافیانتون رو کشف کنید چون بیشتر از هر کسی خودتون اذیت خواهید شد. چرا که خیلی ها عادت به حداقل اغراق در گفته هاشون دارن و قصدشون شاید صرفاً جذاب کردن آنچه مطرح می کنن برای شما باشه. پس سخت نگیرید و هرگز در زندگی روزمره ازش بهره نبرید !

 

بگذریم ! همه اینها رو گفتیم که بگیم اونچه در اتاق فرار BLOW YOUR CANDLES از مجموعه اتاق فرار اسکیپ کیوب مطرحه اتفاقاً تشخیص دروغ در بازجویی های ۴ مضنون داستانه ! البته شما قرار نیست به این مهارت مسلط باشید و کافیه به تناقض در داده هایی که بدست آوردید و از بازجویی ها می شنوید دقت کنید. فراموش نکنید تمام مضنونین دروغ می گن. شما غیر از دروغ باید تشخیص بدید کدام دروغ مهمتر و گویای معمای قتل پرونده است ! حالا این وسط اگر در صدا و گام صداها هم تونستید مهارتی کسب کنید هم که چه بهتر ! منتظرتون هستیم !


منبع: اسکیپ کیوب 

 


شخصیت جوکر در دنیای امروزی ما کیست ؟

یکی از شخصیت‌های معروف بازی‌های ما آقای هولمز هستن.اشتباه نکنید ! این هولمز با اون هولمزی که شما می شناسید خیلییییی فاصله داره ! منظورمون شرلوک هولمز کارآگاه معروف نیست.  

کسی که ما داریم ازش صحبت می کنیم اسم کاملش هست جیمز ایگال هولمز ، متولد ۱۳ دسامبر ۱۹۸۷ ، که در واقع می شه ۲۲ آذر ۱۳۶۶ . اون در حال حاضر ۳۲ سالشه و نزدیک به ۸ ساله که در زندان به سر می بره و مابقی عمرش رو هم قراره همونجا بگذرونه

 

این آقا تا قبل ازینکه این حکم براش صادر شه ، هیچ سابقه ی کیفری ای نداشته و تنها خلافی که مرتکب شده بوده ، سرعت غیر مجاز در اکتبر سال ۲۰۱۱ بوده که بنده خدا جریمه اش رو هم داده بوده. اما چیزی که سرنوشت جیمز رو رقم می زنه ، حماقتیه که در شب ۲۰ ژوئیه ی ۲۰۱۲ مرتکب می شه ! جو سری فیلم های DC   و شخصیت جوکر می گیرتش و در شب اکران فیلم Dark Knight Rises   همه ی اون کسایی که از قضا مثل خودش عشق داستان های DC  و فیلم های کریستوفر نولان بودن و برای شب اول اکران فیلم به سینمای شهرشون در آورورا ( دنور) ، ایالت  کلرادو آمریکا رفته بودن رو به گلوله می بنده !

جیمز سعی می کنه هنر رو چاشنی کارش کنه ، پس اول با دو تا گاز اشک آور کار رو شروع می کنه و بعد با شلیک ۷۶ گلوله ۱۲ نفر رو می کشه و ۷۰ نفر رو زخمی می کنه ! خیلی جاها یه تیر و دو نشون زده ! در این حد که ۳ تا از گلوله هاش دیواره ی سالن سینما رو سوراخ کرده و ۳ نفر دیگه رو که در سالن کناری مشغول تماشای همین فیلم بودن رو زخمی می کنه ! سالن کناری واقعا آدمای خوش شانسی بودن !!! حتی همین ۳ نفرشون !

جیمز با خودش ۳ تا اسلحه گرم داشته ! جدا از گازهای اشکاور و سلاح های سردی که داشته ، ۶ گلوله با شات گان می زنه ، ۶۵ تا با تفنگ نیمه اتوماتیکش می زنه و ۵ تای آخر رو هم با کلت کالیبر ۴۰ ! معلومه به بازی های کامپیوتری مسلط بوده و وقتش رو با ریلود کردن نمی کشته ! تفنگ رو سریع عوض می کرده !

حالا سؤالی که براتون پیش میاد حتما اینه که چجوری اینارو با خودش برده تو ؟!!! با یک شلوار ۶ جیب !!! همین ! باورتون نمی شه ؟ که این سایز اسلحه ها و ماسک توش جا شه ؟ تابلو نمی شه آخه ؟ خوب گویا نمی شه ! توی بازی اتاق فرارMOVIE NIGHT از همین مجموعه ی اسکیپ کیوب که به بازسازی شب سانحه پرداخته ، در ابتدای بازی می تونید از تلویزیون سالن که تصویر دوربین های مداربسته ی لابی سینما رو نشون می دن ، جیمز جوون ۲۴ ساله رو ببینید که با یک شلوار گشاد ۶ جیب وارد می شه ، بلیطش رو نشون می ده و دوباره از کادر دوربین خارج می شه ! اگر شما تو لباس و شلوارش چیز تابلو یا مشکوکی دیدید، به ما هم نشون بدید !

 

خلاصه بهتون بگم که به هیچ کس رحم نمی کنه و سالن رو با خون یکی می کنه و به اعتقاد خودش انتقام کوچیکی از جوکر رو می گیره و خیلی ریلکس از در پشتی سینما خارج می شه و خوشبختانه در حین سوار شدن کنار ماشینش دستگیر می شه ! البته مقاومتی هم نمی کنه. جالبه بدونید پیشاپیش توی آپارتمانش کلی تله های انفجاری کار گذاشته بوده و یه جورایی منتظر دستگیر شدن و تفتیش منزلش بوده .

 

پیامد این داستان هم در دنیای سینما جالب و بامزه است ! بعد از سانحه ی تیر اندازی شب سینمای آورورا در فیلم Dark Knight Rises ، اکران فیلم Gangster Squad  که همزمان با فیلم بتمن بوده نزدیک به یکسال به تعویق می افته و در سال ۲۰۱۳ اکران می شه. چرا ؟! چون توی فیلم صحنه ای هست که بازیگر یه مشت بیننده رو به رگبار می بنده. و امکان داره باز باعث شه بیننده های فیلم بتمن جونشون به خظر بیافته. هرچند هر دو فیلم توزیع کننده اش وارنر برادرز بوده. اما بی انصافیه ! 

 

این هارو ولش کنید. هرچی گفتیم از قبل بود. امروز این دوست ۳۲ ساله ی ما در چه حاله ؟ این آقا در حال حاضر به یک چهره برای جوکر تبدیل شده ، و اتفاقا خیلی شبیه به جوکر داره حبسش رو می گذرونه. تا شاید یه روزی کسی چه می دونه ، یکی جای بتمن هم اومد و خودش باعث و بانی فرار کردن این آقای هولمز شد. جالبترش اینکه این داستان به شخصیت جوکر خلاصه نمی شه و خیلیییییی ها دارن سر و دست میشکنن که جای هارلی کویین رو بگیرن !!! این آقای هولمز کلی طرفدار داره و کلی نامه های عاشقت شوم که اکثرش رو یه مشت دختر خول و چل با توهم هارلی کویین شامل می شن ! این دوستان گویا برای اینکه بیشتر به چشم جیمز جوون تنها و معذب بیان ، براش از خودشون عکس هم می فرستن که این عکسها همشون توی سلول جیمز به دیوار نصب شدن.

 

و اما در آخر نتیجه گیری ! سری ۳ گانه ی بتمن ساخت کریستوفر نولان رو حتما ببینید. پیش ما در اتاق فرار اسکیپ کیوب ، حتما سناریوی Movie Night رو تجربه کنید. بعد بشینید فیلم جوکر رو هم به کارگردانی تاد فیلیپس ببینید. و با خودتون یکبار مرور کنید.

اگر شخصیت جوکر در فیلم نولان همچین خروجی وحشتناکی داشته ، حتما این فیلم و این شخصیت جوکر در فیلم تاد هم تأثیر کمتری نخواهد داشت. پس دوستانه می گیم فیلم بعدی از سری فیلم های بتمن کمپانی وارنر. برادرز رو حتما از خونه ببینید ! ریلکس و مطمٍئن .



معرفی می کنیم ! عروسک دوست داشتنی و گوگولی آنابل!

اگر با مجموعه ی ما و اتاق فرارهای ما آشنایی داشته باشید ، باید بدونید که یکی از سناریوهای ما ، MY NAME IS SIDNEY  با الهام از فیلم آنابل ساخته شده فیلم آنابل. باید بهتون بگم که برعکس چیزی که تمام فیلم های ترسناک اول یا آخر فیلمشون صرفاً به شوخی و یا به  دروغ مدعی می شن که بر اساس واقعیت ساخته شده آنابل کاملاً از روی واقعیت ساخته شده. و نه یک واقعیت جزئی ! منظورم اینه که فقط عروسک یک بنده خدایی اسمش آنابل نبوده. یا فقط از قضا اسم بازیگر زن نقش اول آنابل والیس نیست. ( حتماً از این بازیگر سریال پیکی بلایندرز رو ببینید ) نه ! این عروسک شوم ! دقیقاً به همین اسم وجود داشته و البته باید بگیم که داره ! و عیناً در قفسه ای شیشه ای که از کلیسای ترینیتی منهتن در نیویورک آمریکا  با طلسم تهیه شده محبوس شده! و مجدداً عیناً در موزه ی خانگی یک زوج نازنین که گویا هیچ سرگرمی و استعداد دیگری در زندگی جز این ژانگولر بازی ها نداشتن، نگهداری می شه. این عروسک در سال ۱۹۷۰ و عیناً مطابق با فیلم از دو هم اتاقی که عروسک رو خود مدعی بودند که دزدیده اند تحویل گرفته می شه و گویا روحی که اون تو تسخیر شده متعلق به دختری به اسم آنابل هیگینز هست.

برگردیم به زوج وارن،  این زوج عاشق به نامهای ادوارد وارن ماینی و لورن ریتا وارن هردو در زمینه های فراطبیعی محقق محسوب می شدن و خیلی از مسائل شیطان شناختی رو خودشون به صورت خودآموز آموخته بودن. این زوج استثنائی امروز هردو از دنیا رفته اند ( اد در ۲۰۰۶ و لورن در ۲۰۱۹ ) و متاسفانه یا خوشبختانه ، آموخته های خودشون رو به برادرزاده ی اد و خواهرزاده ی لورن ، انتقال دادن ! می خوام بگم نگران نباشید ، هنوز کسی هست که حواسش به این عروسک و بقیه دوستایی که تو اون کلکسیون شخصی دوستان جمع آوری شدن ، رسیدگی کنه و ازشون مراقبت کنه.

گفتیم دوستای دیگه ، بله . این عروسکه من ، مثل آنچه در فیلم میبینید کنار مهره ها و اعضای دیگر شیطانی اسیر شده که به دیگر پرونده های زوج وارن مربوط می شه. زوج وارن پرونده های متعددی رو درش حضور داشتن و ایفای نقش کرده اند که باید بهتون بگم خیلی از بهترین فیلم های ترسناکی که دیدید و دنبال می کنید اصولاً به پرونده های همین دو نفر و تجربیات و دست نوشته های همین دو نفر بر می گرده. برای مثال فیلمهای احضار ۱ و ۲ که در آنها دو پرونده ی خانواده ی پرون و آمیتی ویل از مجموعه تحقیقات برجسته ی خانواده ی وارن به حساب می آیند.

پرونده های زوج وارن در خانواده ها و یا خانه های تسخیر شده یا نفرین شده زیاد هستن ، مثل خانواده ی آنفیلد پولترژئیست در لندن که باز الهام بخش در ساخت فیلم احضار ۲ بوده است و یا قتل هایی که در پرونده ها نشانی از تسخیر و جن زدگی یافت می شد، باز می شه برای نمونه به پرونده ی قتل آلن بونو ، توسط هم خانه اش، آرنی جانسون در سال ۱۹۸۱ اشاره کرد. این موارد زیاد هستن و در رابطه با هر پرونده الآن صرفاً یک سری نوشته هست که به تأیید و یا تکذیب آنچه گذشته می پردازه. اما عروسک آنابل ، در قفسه اش سر و مر و گنده حاضره ! و دیگر دوستهاش که اتفاقاً تصویری از اونها رو هم حتماً در فیلم آخر آنابل  با اسم Annabelle Comes Home می تونید ببینید. مثل جعبه ی موسیقی خانواده ی پرون ، سامورایی ، پیانویی که خود بخود نواخته می شه ، میمون اسباب بازی ، آینه ی احضار ، کتاب سگ سیاه ، بت شیطانی ، تابوت خون آشام و آجری از رهبر برلی و شاید عروسکی از آنابل ترسناکتر ، عروسک سایه ، که اگر کنارش بخوابید می تونه باعث ایست قلبی ، تفنس و حتی مرگتون بشه !

فکر کنم همین اندازه کافی باشه ، و در همین اندازه که بدونید این فیلم ها خیلی هم ساخته ی ذهن و تخیل نویسنده و فیلمساز نیست و نمی دونیم چرا و چجوری ، ولی بعضی ها واقعاً این اندازه بدشانس هستن که توی زندگیشون درگیر این مسائل شیطانی هم بشن !

اگر دوست دارید کمی فراتر از فیلم های ترسناک ، این فضاها رو از نزدیکتر و شاید ملموستر تجربه کنید حتماً اتاق فرار MY NAME IS SIDNEY  از مجموعه اتاق های فرار اسکیپ کیوب رو تجربه کنید. 

منتظرتون هستیم